برنامه نویسی ویژوال بیسیک
|
چگونه می توانیم دستورات Dos را از طریق ویژوال بیسیک اجرا کنیم ؟
چگونه می توانیم دستورات Dos را از طریق ویژوال بیسیک اجرا کنیم ؟
ابتدا Command Prompt را فراخوانی می کنیم , خوب برای فراخوانی از تابع Shell استفاده میکنیم که قبلا در مورد این تابع توضیح داده ام : Shell "cmd.exe" :: اکنون یک شیء ایجاد می کنیم تا بتوانیم از طیق آن به هسته Dos دسترسی داشته باشیم : Dim WinShell خوب حالا می توانید به راحتی هر دستوری که دارید میتوانید اجرا کنید در آخر هم دستور تابع Sendkeys کلید Enter را اجرا کرده و دستور اجرا میشود: WinShell.SendKeys " Dos دستور مورد نظر برای اجرا در " به مثاهای زیر توجه کنید که به ترتیب اولی برای ایجاد پوشه ای به نام Visual Basic در درایو C و دستور دوم برای نمایش پوشه های موجود در درایو C و دستور سوم برای Format فلاپی دیسک می باشد . 'For Create Folder With Dos Prompt : تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 9 : کار با فایلها در php ( بخش چهارم )
در این بخش تصمیم دارم نحوه ساختن فولدر , از بین بردن فولدر و برخی عملیات دیگر مربوط به فایلها و فولدرها را برای شما تشریح کنم . ایجاد و حذف فولدر : با استفاده از تابع mkdir میتونید فولدر ایجاد کنید : Mkdir("test",0744); با این دستور شما یک فولدر به نام test در مسیری که فایل رو فراخونی میکنید با سطح دسترسی 744 ایجاد کرده اید . این سطوح دسترسی فقط در لینوکس دارای اعتبار است . با استفاده از تابع rmdir نیز میتونید فولدری را پاک کنید . در ضمن با استفاده از تابع chmod نیز میتونید سطح دسترسی یک فولدر رو تغییر بدهید : Chmod("/htdocs/test/",777); با استفاده از تابع chown میتوان مالک یک فولدر را مشخص و یا تغییر بدهید . چند تابع دیگر نیز وجود داره که با استفاده از اونها میتونید تاریخ , ساعت و ثانیه آخرین تغییرات انجام شده برروی فایل را به دست بیاورید . این توابع عبارتند از : filectime و filemtime که همراه با نام فایل به کار میروند . برای نمایش تاریخ مورد نظر از تابع date استفاده کنید : $filename = 'somefile.txt'; if (file_exists($filename)) { echo "$filename was last modified: " . date ("F d Y H:i:s.", filemtime($filename)); } ?> تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 8 : کار با فایلها در php (بخش سوم )
در ادامه سلسله مظالب کار با فایلها در این بخش دو تا تابع مفید دیگه در این زمینه رو براتون تشریح میکنم . این دو تابع fseek و ftell هستش . تابع fseek اشاره گر فایل رو به محدوده ای که شما به صورت integer به اون میدهید ارسال میکنه : $FileName = fopen('test.txt',"rb"); Fseek('$FileName',1024); این بدان معنی است که شما کرسر ( اشاره گر ) فایل رو به بعد از بایت 1024 ارسال میکند و میتوانید عملیات خواندن و نوشتن را بعد از ادامه دهید . در ضمن تابع ftell موقعیت فعلی کرسر فایل رو برمیگرداند : Ftell('$FileName'); تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 7 : کار با فایلها در php (بخش دوم )
در این بخش میخواهم روشهای خواندن محتویات یک فایل رو شرح بدم . از دو تابع fgets و fread برای خواندن فایلها استفاده میشود . هر دو تابع فوق با دو پارامتر قابل دسترسی هستند . پارامتر اول نام فایل مورد نظر است و پارامتر دوم حجم بایتی از فایل که میخواهید فراخوانی کنید . در مثال زیر یک فایل با نام test.txt خوانده شده و به صورت خط به خط نمایش داده میشود : <?php ?> در این مثال از تابع جدیدی به نام feof نیز استفاده شده است که بررسی میکند عملیات خواندن یا نوشتن در فایل به انتها رسیده است یا خیر . همان طور که در مثال فوق مشاهده میکنید با استفاده از تابع fgets خط به خط فایل خوانده شده است . اما تابع fread میتواند کل فایل را تا محدوده ای که مشخص میکنید بخواند مثلا : $Get_Text = fread ('$FileName',1000); فکر میکنم تفاوت دو تابع رو متوجه شدید . تابع fgets بر روی کرسر خط جاری تمرکز داره اما تابع fread کل فایل را در نظر میگیرد . پس بنابراین با دستور زیر میتوان کل فایل را خواند : $Get_Text = fread ('$FileName',filesize('$FileName')); فقط نکته ای که در مورد مثالها باقی میمونه اینه که در تمامی اونها منظورم از متغیر $FileName نام فایل همراه با متغیر fopen هست مثلا : $FileName = fopen('test.txt',"rb"); و فرض رو نیز براین گذاشتم که عمل خواندن فایل با موفقیت انجام شده است . تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 6 : کار با فایلها در php
در چند مطلب تصمیم دارم در مورد موضوع مهم کار با فایلها در php در اینجا شرح بدم . ابتدا برای این منظور ترجمه فصل 11 و بخش 3 از کتاب Learning PHP and MySQLLearning PHP نوشته Michele Davis, Jon Phillips را که خودم ترجمه کردم را اینجا بزارم . امیدوارم که به درد بازدید کنندگان عزیز بخورد . در برخي اوقات که ما نميتوانيم اطلاعاتمان را در بانک اطلاعاتي ذخيره کنيم ممکن است که بخواهيم اطلاعاتمان را مستقيما در بک فايل بنويسيم . براي مثال در نوشتم يک Log Fill هنگامي که نميتوانيم به بانک اطلاعاتيمون دسترسي داشته باشيم بهتر است که اطلاعات در يک فايل نوشته شود . غير ممکن زماني که نميتونيم به بانک وصل بشيم اطلاعات را در آن بنويسيم اينجاست که نياز به نوشتن در يک فايل بروز ميکند . PHP توابعي را براي دستکاري در فايلها تهيه کرده است که ميتوانند کارهاي زير را انجام دهند : - چک کردن وجود فايلها - ساختن فايلها - اضافه کردن ( تغييرات ) در فايلها - تغيير نام فايلها - خذف کردن فايلها ادامه مطلب را در بخش ادامه مطلب مشاهده کنید ...... ادامه مطلب>>>> تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 5 : فراخوانی توابع از مرجع
همانطور که در مباحث قبلی در مورد روش مقدار دهی بر اساس مرجع توضیح دادم در اینجا میخوام در خصوس روش فراخوانی توابع از طریق مرجع برایتون توضیح بدم . اول به این تابع توجه کنید : Function addnumber($num1, $num2) در این مثال همانطور که مشاهده مینمائید دو مقدار a1 و a2 مقدار دهی شده بعد به تابع addnumber ارسال گردیده است . تابع بعد از چند عمل ریاضی ساده مقدار خروجی را ارسال نموده . با نمایش مقادیر اولیه مشاهده میکنید که آنها ( یعنی a1 و a2 ) تغییر نیافته اند . اما حالا فرض کنید که میخواهید با ارسال پارامتر به تابع مقادیر ارسالیتون هم تغییر کنند . برای این کار شما میتونید با استفاده از علامت & قبل از مقادیر دریافتی تابع این کار رو انجام بدید . این تغییراتو همراه با خروجی اون میتونید در این مثال ببیند : Function addnumber(&$num1, &$num2) همانطور که مشاهده میکنید بعد از فراخوانی تابع مقادیر ارسالی به تابع یعنی a1 و a2 نیز تغییر کرده اند . تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 4 : کار با داده ها در php
تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 3 : تفاوت دستور های echo و print
1 - تابع print فقط یک دنباله کارکتری واحد را به خروجی ارسال میکند در حالی که مقدار echo میتواند چند دنباله را با علامت کاما (, ) از هم جدا کرده و به خروجی ارسال کند . مثلا : $text1='Mohsen'; $text2='Kozehgaran'; Echo $text1,$text2; // return MohsenKozehgaran print $text1,$text2; // return Error 2 – تابع print دارای قابل ویژه ای به نام here document است . ? چیست here document به مثال زیر توجه کنید : Print <<<TEST This Is a Test For Here Document TEST; فکر میکنم مثال واضح باشد . در اینجا در واقع ما به مفسر گفته ایم که هر چه که بین <<<TEST< SPAN> و TEST; قرار دارد را به مرور گر ارسال کند . به جای TEST از هر نام مجاز دیگری میتوانید استفاده کنید . دو تا نکته هم در مورد تعریف کردن نام وجود دارد . اولی اینکه تعریف نام برای here document به حروف کوچک و بزرگ حساس است . دوم اینکه در موقع بستن و یا همان انتها (TEST;) هیچ فضای خالی قبل آن قرار ندهید . تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 2 : روش مقدار دهی بر اساس مرجع
در این روش میتوان آدرس یک متغیر را به عنوان متغیر دیگری نسبت داد . برای انجام این کار کافی است متغیر مرجع را با علامت & مشخص کنیم . قابلیت ویژه این نوع نسبت دهی آن است که وقتی دو متغیر با این روش به هم نسبت داده میشوند با تغییر در هر کدام دیگری نیز تغییر میابد .برای درک بهتر این موضوع به مثال زیر توجه کنید : $One_Number=10; $Two_Number=&$One_Number; Echo $One_Number; // Retun 10 Echo $Two_Number; // Retun 10 در این مثال دو متغیر را به هم نسبت دادیم و برای تست آنها را چاپ کردیم که هر دو مقدار 10 را بازگرداندند . حال متغیر دوم را در عدد 2 ضرب کردیم : $Two_Number *=2; اکنون با چاپ مجدد هر یک از متغیر ها میبیند که هر دو درای مقدار 20 شده اند . تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
نکته شماره 1 : قرار دادن عکس در فیلد blob با استفاده از php و MySql
همانطور که میدانید MySql هم مثل سایر دستابیسها نوعی به عنوان blob داره که میشه برای ذخیره تصاویر در این فیلد استفاده کرد . در بخش قصد دارم با یک نمونه کد شیوه قرار دادن عکس , خواندن و خذف عکس رو برای شما نشون بدم. فقط قبلش یه توضیح بدم که این کد رو از یه سایت خارجی گرفتم و تغییراتی توش دادم و اینجا میزارم . در ابتدا باید یک جدول با ساختار زیر در بانک اطلاعاتی ( دیتابیس) بسازید. CREATE TABLE `ae_gallery` ( در این جدول ae_gallery نام جدول میباشد که شما هر نامی که خواستید را میتوانید انتخاب کنید . بعد از این مرحله شما باید فایل ضمیمه را دریافت کنید . بعد از دریافت فایل باید مواردی را در فایل تنظیم نمائید . بنابراین فایل را با ویرایشگرتون باز کنید و و خطهای شماره 1 تا 7 رو با توجه به مشخصات خودتان تنظیم نمائید و خط 7 شامل کلمه رمزی میباشد که عکس مربوطه با ترکیب شدن با این رمز به فیلد مربوطه میرود ( این مورد از امکانات MySql ورژن 5 میباشد ) اکنون به راحتی میتونید عکسهاتون را وارد جداول کرده , آنها را مشاهده کنید و اگه خواستید پاک کنید اگه مشکلی داشتید حتما اطلاع بدید . تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
دکمه Exit غیر فعال شده
شاید بخواین حال کاربرتون رو بگیرین و دکمه Exit رو Disable کنین و نذارین از برنامه خارج شه واسه این کار کد زیر رو تو یک Module کپی کنید .
Public Const SC_CLOSE = &HF060 Public Declare Function GetSystemMenu Lib "user32" _ Public Declare Function DeleteMenu Lib "user32" _ Public Declare Function DrawMenuBar Lib "user32" (ByVal hwnd As Long) As Long این کد رو هم در Form_load کپی کنید . Dim hMenu As Long hMenu = GetSystemMenu(Me.hwnd, 0&) تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
یک برنامه واسه پیدا کردن اطلاعاتی در مورد درایوها(Partitions)
ابتدا لیست تمام درایو ها و سپس فضای خا لی قالب درایو و کل حجم رو تو 3 تا Listbox همونطور که تو عکس می بینید نشون می ده ......
لینک دانلود : VB Drives Information ScreenShot برنامه :
تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
امنیت برنامه+بانک اطلاعاتی
شاید شما هم به امنیت برنامه هایی که مینویسید اهمیت زیادی می دید من
امروز با استفاده از شی adodc و با استفاده از 3 خط برنامه برنامه user , password رو نوشتم ببینید نظر هم بدید تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
استفاده از شی ء File System Object در ویژوال بیسیک
درباره شیء (File Sysytem Object ) که به FSO هم معروف است . این شیء قابلیت کار با Drive , Folder , File , TestStream را دارد یعنی شما می توانید پوشه و یا فایلی را از مسیری به مسیر دیگر کپی , حذف و یا منتقل کنید و هم چنین می توانید پو شه ای را در مسیر مورد نظر ایجاد کنید .
برای افزودن این شیء به برنامه تان از منوی Project آیتم Refrencese را انتخاب کنید و از آن آیتم Microsoft Script Runtime را تیک می زنید . اکنون نوبت به تعریف یک متغیر از نوع ّFso می باشد ادامه مطلب>>>> تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
تاریخچه ویژال بیسیک
با شناختی که از تاریخچه ویژوال بیسیک بدست می آورید راحت تر می توانید از آن استفاده کنید.
شرکت مایکروسافت ویژوال بیسیک را براساس یک زبان برنامه نویسی به نام بیسیک که برای مبتدیان نوشته شده است ساخت. زبان ویژوال بیسیک بیشتر از 35 سال به اشکال مختلف رایج بوده. در واقع طراحان این زبان می خواستند یک زبان برنامه نویسی برای استفاده مبتدیان طراحی کنند.برنامه نویسان جدید می توانند با استفاده ازبیسیک به سرعت به شرع برنامه نویسی های حرفه ای با زبان های cobol .fortran . assembler در مقایسه به بیسیک کار بیشتری نیاز داشت. طبیعت بصری ویژوال بیسیک دیدید که ویژال بیسیک 6 چیزی بیشتر از یک زبان برنامه نویسی است. از ویژوال بیسیک در نام آن visualبه معنای بصری یا محیط نمایشی . است. کار با ویژال بیسیک 6 در اولین بار که برنامه را باز می کنید با پنجره new project روبه رو می شوید در این قسمت نوع فورم خود را انتخاب کرده ماننده activex|standardو.... این پنجره شامل 3 قسمت بوده New:در این پنجره امکان انتخاب فورم مورد نظر شما امکان پذیر می باشد. Existing:در این پنجره امکان انتخاب project های مختلف که در مکانهای مختلف ذخیره یا... امکان انتخاب می باشد. Recent:در این قسمت هر projectرا که ذخیره می کنید به صورت دسته ای جمع می شود حالا یک فایلی در درایو Dباشد حالا چه در درایو c. DON.T SHOW THIS DIALOG IN THE FUTURE این قسمت جلو گیری از باز شدن پینجره NEW PRIJECT می باشد. HELP:از این قسمت وقتی امکان استفاده می باشد که نرم افزار MSDN را نصب کرده باشید. معرفی قسمت های بیسیک. نوار ابزار:TOOLBAR:نوار ابزار VB زیر منو قرار دارد. ویژال بیسیک کلا چهار نوار ابزار دارد: STANDARD:این نوار ابزار زیر منو ظارهر است و پیش فرض است. DEBUG:وقتی از ابزارهای رفع اشکال برای ردیابی و اصلاح اشکالات استفاده می کنید. این نوار ابزار ظاهر می شود. EDIT:این نوار ابزار برای تنظیم کردن اشیاء بر روی فرم می باشد FORM EDITOR:این نوار ابزار برای تنظیم کردن اشیاء بر روی فرم می باشد. جعبه ابزار:TOOLBOX: در این پنجره تمامی شئعی های مختلف برای کار بر روی فرم هستند و حتا امکان اضافه کردن به این پنجره ها می باشد. پنجرهPROJECT:در این پنجره فرم های انتخبی شما با هر گروه و هر فرم مشخص شده است. پنجرهPROPERTISE: این پنجره امکان تنضیمات لازم برای هر شیئی را مشخص می کنید. تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
جعبه پیام ها جعبه گفتگو و کنترل تایمر
جعبه پیام ها:
جعبه پیام ها در ویژوال بیسیک بسیار کاربرد دارند به طوری که تمامی برنامه هایی که شما در سیستم عاملتان از آن استفاده میکنید دارای جعبه پیام های متعددی هستند و باعث میشوند که برنامه با کاربر بیشتر ارتباط برقرار کند و باعث حرفه ای تر شدن برنامه ما شود. در ویژوال بیسیک جعبه پیام ها به دو دسته تقسیم میشوند که عبارتند از: ۱- جعبه پیام هایی که فقط پیام را به کاربر نشان میدهند و یک فرمان از کاربر میگیرند.(MsgBox). ۲- جعبه پیام هایی که علاوه بر نشان دادن پیام یک رشته و یک فرمان از کاربر دریافت میکند.(InputBox). 1- MsgBox MsgBox خود یک تابع است که یک جعبه پیام به کاربر نشان میدهد.شکل پایین. در شکل بالا شما مشاهده می کنید که جعبه پیام ما یک عنوان(Title) و یک آیکون و تعدادی دکمه فرمان است. ساختار کلی تابع MsgBox به صورت زیر است. به این صورت: (MsgBox (Prompt,IntStyle,Title که در شکل بالا Prompt همون جمله ای است که به پیام را میرساند.در شکل بالا(Do You WantTo Exit) در تابع MsgBox ; دکمه فرمان ها آیکون جعبه پیام و تعداد دکمه فرمان ها توسط IntStyle مشخص میشود در زیر در مورد آرگومان IntStyle بیشتر صحبت میکنیم. vbOkOnly دکمه OK vbOKCancel دکمه های OK و Cancel vbAbortRetryIgnore دکمه های Abort,Retry,Ignore vbYesNoCancel دکمه های Yes,No,Cancel vbYesNo دکمه های Yes,No vbRetryCancel دکمه های Retry,Cancel آیکون هایی که می توان استفاده کرد به شرح زیر است: vbCritical vbQuestion vbExclamation vbInformation بین دکمه و ایکون باید علامت + بگذاریم. مقدارهایی که جعبه پیام می تواند بر گرداند به شرح زیر است:
برای بهتر یادگرفتن شما یک مثال ساده میزنیم. مثال: یک دکمه فرمان روی فرمتون قرار بدین(CommandButton) سپس روی اون دوبارکلیک کنید تا پنچره کد باز شود سپس در روال رویداد Command1_click کدهای زیر را بنویسید. MsgBox "Do you want to Exit" , VBQuestion + vbYesNo , "Question سپس برنامه رو اجرا کنید و روی دکمه فرمان کلیک کنید و نتیجه کار خودتون رو ببینید. شما برای یادگیری بهتر میتونید در مثال بالا به جای VBQuestion , vbYesNo مقادیر دیگری را قرار دهید. توجه داشته باشید که اگر فقط (MsgBox (Prompt را بنویسید و آرگومان های دیگر را مقدار دهی نکنید جعبه پیام نمایش داده میشود ولی آیکون و عنوان ندارد و فقط یک دکمه فرمان دارد.امتحانش ضرر نداره. مثال : در مثال یک به جای اینکه کل کد رو بنویسید فقط این رو بنویسید: MsgBox "Do You Want To Exit در تابع MsgBox می توان فهمید که کاربر کدام دکمه فرمان را کلیک کرده برای فهمیدن اینکه کاربر کدام دکمه فرمان جعبه پیام را زده است باید به صورت زیر عمل کنیم. ابتدا باید یک متغیر از نوع عدد صحیح تعریف کنیم.سپس متغیر را برابر با تابع MsgBox قرار دهیم و با استفاده از یکی از دستورات شرطی If یا Select Case دستوراتی را که باید اجرا شوند بنویسیم. مثال ۱: ابتدا یک Command Button روی فرم قرار دهید سپس کدهای زیر را بنویسید: Dim X as Integer Private Sub Command1_Click ("X = MsgBox ("Do You Want To Exit" , vbQuestion + VbYesNo , "Question If X = 6 then End Else Exit Sub End If End Sub تذکر اگر با کپی کردن کدها دچار مشکلی شدید خودتان آنها را بنویسید.
۲- InputBox جعبه پیام InputBox جعبه پیامی است که از کاربر سوالی میکند و جواب را دریافت میکند.شکل زیر.
جعبه گفتگو ها در ویژوال بیسیک باعث می شود برنامه های شما پیشرفته تر شود و کاربران از کار کردن با برنامه شما لذت ببرند. جعبه گفتگو ها در ویژوال بیسیک به شش(۶) دسته تقسیم میشوند که عبارتند از: ۱- جعبه گفتگوی انتخاب رنگ : گفتگویی که به کاربر امکان انتخاب رنگ مورد نظر و حتی دستکاری آن ها رامی دهد. ۲- انتخاب فونت: گفتگویی برای انتخاب فونت ونوع و اندازه و سبک آنها. ۳- باز کردن فایل: گفتگویی برای باز کردن فایل از پوشه ها و درایوها حتی درایو های شبکه. ۴- سیو(ذخیره کردن) فایل: گفتگویی برای ذخیره کردن فایل در پوشه ها و درایوها. ۵- چاپ: گفتگویی برای انتخاب چاپگر و سایر تنظیمات آن. ۶- کمک ویندوز: سیستم کمک ویندوز را فعال میکند و اگر برنامه شما دارای کمک باشد امکان استفاده از آن را برای کاربران فراهم می آورد.
برای اضافه کردن کنترل جعبه گفتگو به برنامه خود باید: ۱- بازدن کلیدهای ترکیبی Ctrl + T (از منوی Project گزینه Components را می زنیم) گفتگوی Components را باز کنید . ۲- کنترل Microsoft Common Dialog Control 6.0 را پیدا کنید و آن را تیک بزنید. ۳- دکمه OK را بزنید تا این کنترل به جعبه ابزارتان اضافه شود. ----------------------------------------------------------------------------------------------------------->> متدهای کنترل جعبه گفتگو عبارتند از: ۱- Show Open گفتگوی باز کردن فایل را نمایش خواهد داد. ۲- Show Save گفتگوی ذخیره کردن فایل را نمایش میدهد. ۳- Show Printer گفتگوی انتخاب چاپگر را نمایش میدهد. ۴- Show Color گفتگوی انتخاب رنگ را نمایش میدهد. ۵- Show Font گفتگوی انتخاب فونت را نمایش میدهد. ۶- Show Help گفتگوی کمک ویندوز را نمایش میدهد. برای ست کردن اینکه کنترل ما کدام گفتگو را نمایش دهد به صورت زیر عمل میکنیم: CommonDialog1.ShowOpen CommonDialog1.ShowSave CommonDialog1.ShowFont و غیره به همین سادگی. نمونه برنامه ۱ : ابتدا یک کنترل جعبه گفتگو با نام CommonDialog1 روی فرم خود قرار دهید. یک دکمه فرمان به نام Command1 روی فرم خود قرار دهید روی دکمه فرمان خود دوبار کلیک کنید تا پنجره کد باز شود. سپس کدهای زیر را در روال رویداد Command1_Click بنویسید. Private Sub Command1_Click CommonDialog1.ShowColor Form1.BackColor = CommonDialog1.Color End Sub تحلیل کد برنامه: در خط دوم ما گفتیم که کنترل جعبه گفتگو گفتگوی رنگ را باز کند.در خط سوم نیز گفتیم که رنگ پس زمینه فرم را برابر رنگ انتخابی جعبه گفتگوی رنگ کند.
کنترل تایمر به شما این امکان را میدهد که از ساعت داخل PC استفاده کنید.کنترل تایمر نیز یکی از مهمترین کنترل های مورد استفاده در برنامه های گوناگون اهم از مقدماتی و پیشرفته است.ساعت کامپیوتر در هر ثانیه ۱۸ رویداد تایمر تولید می کند. برای روال رویداد تایمر نیز میتوان کد نوشت. تایمر کنترلی است که به مقدار فاصله زمانی که شما میخواهید یک کار را(که همان کدی است که داخل روال رویداد تایمر نوشته میشود)تکرار میکند. مهمترین خاصیت کنترل تایمر Interval است که فاصله زمانی رویدادهای تایمر را مشخص میکند و بر حسب میلی ثانیه است.(هر ۱۰۰۰ میلی ثانیه یک ثانیه است.) برنامه نویسان از کنترل تایمر برای نوشتن برنامه های پس زمینه و انیمیشن استفاده میکنند.برای استفاده از کنترل تایمر باید روی آن کنترل که شکل آن مانند یک ساعت رو میزی است دوبار کلیک کرد. کنترل تایمر هنگام اجرای برنامه نامریی میشود بنابراین مکان آن روی فرم زیاد مهم نیست. برای اینکه شما با کنترل تایمر بیشتر آشنا شوید از یک نمونه برنامه استفاده میکنیم. نمونه برنامه ۲: ابتدا یک پروژه استاندارد بازکنید سپس روی فرم خود ۱ عدد کنترل تایمر بگذارید وبعد از آن نیز یک تکست بوکس (TextBox) روی فرم قرار دهیدو کدهای زیر را در پنجره کد (ViewCode) بنویسید. ()Private Sub Form1_Load Text1.Text = "0 Timer1.Interval = 1000 End sub Private sub Timer1_Timer Text1.Text = Time end sub تحلیل کد برنامه: در خط دوم در روال رویداد لود فرم گفته شد که مقدار Text1 را برابر ۰ کند سپس در خط بعدی خاصیت Interval تایمر بابر با ۱۰۰۰ که معادل یک ثانیه میشود شد. در خط ششم نیز مقدار تکست باکس ما در هر ثانیه تغییر میکند و برابر با ساعت جاری سیستم میشود. تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
دمتغيرهای ايستا در ASP.NET
دمتغيرهای ايستا در ASP.NET
و سپس تهيه شده توسط افرادوحید فخری | گروه مقاله و پژوهش در تبریز |
|
عكس روز
![]() |